♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتـــی از همــه دنيـــــا ناراحتمــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردمان این شهر برای عشق تابوت ساختند، ومرز غافل از اینکه نه عشق در تابوت جای می گیرد ، و نه.....مرز می شناسد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا با غمها جا مانده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفسهايم عطر تنهايي را ميدهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته شدم بس که از سرما لرزیدم..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .