♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از باغ نگاه تو چشمهای من امروز.... آلبالو می چیند و گیلاس های سرخ نگاهت را فشار می دهم میان لبهام طعم سرخ نگاهت فراموشم نمی شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتن مغز دليل قطعي بر انسان بودن نيست پـســـتـه و بـادام هــم مـغـــز دارن براي انسان بودن بايد شعــــــــــــور داشت !!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسی واژه ی پررنگ عشق می نویسم می نویسم جان من آتش گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کشوهای درون آشفته ام را بهم ریخ ته ام!! گم شدی درون من اشکها به پای تو ریخته ام!!! دل داده بودم به ماندنت با من و دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرکن پیاله ام را ،که خراب خرابم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست میکشم برروی شعر .....از شاخه میچینم تورا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط کمی به من و شعرهایم محبت کن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه ها که از دست قلم می افتند باد تمام چهاردیواری شعرکده ی فکرم را بغل می گیرد و تو به تاراج می روی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از جنس آتشی یا آتش از جنس توست ؟؟؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو کی..... به داد من رسی!!!.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران کجک کجک میبارد .......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .