♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عطش میسوزم تو بگو،من نمیدانم از غم عشق چــــــه می باید کرد؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میتوان رفت در ستاره های چــــــشم او
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـــا ایــــن سردی ها مـــن چرا دل بستم . . . ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــه جای دلبستن یخ بسته ام!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجــــا که می آیــــی و پـــای گودی چشمهـــام کـــه می نشیـنی ابرهای حوالی نگاهــــم سنگین می شــــوند مواظــب باش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .