♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزوهای محال...........اولین روز دبستان بازگرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمـــــام شده است دلم... . . . دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من... لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت ، نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.....ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
..من اکنون شکوه ام از روزگار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنـــگ از رخســـار گنـــدم رفتـــه اســـت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
....در خـــواب نـــاز بـــودم شبـــی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هراسانم از آنکه فصل ها پوست بیندازند و من هنوز درکالبد خویش بمانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر دست من و گنجشکها بود...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .