♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی را که باریدم یادت هست؟ چشمان ِ خیسم را بوسیدی و گفتی چشمانت را خیس دوست ندارم و من , ساده , فقط باور کردم نباریدن را و اکنون که نیستی ساده به بارش ِ خود در آیینه می نگرم که چگونه چشمان ِ خیسم را, اشک ها می بوسند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها راز ِ آرامش ِ من است....سراندن ِ قلم ِ بی روح بر تن ِ کاغذ و شکل گرفتن و رقصیدن ِ کلمات
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردم چیست؟ التهاب ِ چشمانم , خون بودن ِ چشمانم از چیست؟ همه را می دانم , اما عزای ِ گفتن دارم و این همهمه ی درد پر می کندم از شعر ِ سکوت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش بال داشتم...با بال ِ شکسته توان ِ پریدن ندارم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف هایم جز برای ِ احساسی نظیر ِ احساس ِ من آن را رونمایی نمی کنند و کسی که مرا نمی فهمد , راز ِ کلماتم را نخواهد دانست من ساده می نویسم تو اگر ساده بخوانی می فهمی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام از این سیاه قلم های ِ خاکستری!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش روح و جسم ما باقی می ماند بر سر ِ آنچه که باید می بود.... صداقت ، انسانیت ، وفا ، همدلی و عشق....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش همیشه ....................................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ است یا باب الحوائج.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کیستند این سیاهی ها...؟ تقسیم دردهای جهان عادلانه نیست..............خداااااااااااااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای رفتن همیشه وقت هست٬ ولی بعضی از برگشتن ها با رفتن هیچ فرقی نمی کنند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم زندگی کنم چقدر خستگی ناپذیرند این شب ها.. ... و من چقدر خسته خسته خسته
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .