♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دروغ بگو من همان کودکی هستم که باور می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از اینهمه تکراااار خسته ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب خواب دریا همرنگ تو بود، آبی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نیستی نشانی ات را از مرغان دریایی می پرسم می دانم که همنشین بارانی و دریا دختر سالهاي باراني يادمان نرود به اين دشت بي ثمر پي باران امده بوديم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو كه رفتي باران بوي پيراهنت را از باد گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخندت رازیست.........رویای بی ستاره مرا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم شبیه دیگران هستی شیفته ی پرواز اما هیچ کس شبیه تو نیست آن ها هیچ کدام بال ندارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خاک سرد اوارها ماندند برای همیشه و باران ها گلهای قالی را سیراب کردند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت پنجره برف می بارد ومن در رویایم او را آدم برفی می کشم سرد و خاموش فردا صبح فقط آفتاب خواهد درخشید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق تو به کام مرگ می کشاند. من این را می دانم اگر بمیرم عاشقت بوده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتفاقی برای من افتاده است.....باید ترک کنم این زندگی را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر تو شعر نیستی..... معنای زندگی هستی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه همین است تو می آیی دست روی شمعدانی های کنار حوض می کشی ومن می مانم برای نوشتن نامت روی تنه ی درخت ها همیشه همین است تو می روی و مهربان می مانی و من همیشه با خنجری در دست!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .