♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو دور می شوی من در همین دور می مانم ! پشیمان که شدی برنگرد ! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این غم بی حیا پاشنه ی در را از جا کنده بگویید : امشب حوصله ندارم خیر پیش !...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاییام پای خودم، همین قدر که بدانی خستهام کا[!]ت! قبلترها گفته بودم: «این روزها مرا تاب نمی آورند من این روزهای بی حوصله را»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگاری روشن کن بگذار در سکوت دهان این زخمها را با خاکستر پر کنیم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نخست برگها پریدند بعد پرندهها سرانجام درخت تنها ماند در تابلوی بیابان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میبینی؟دور از تو بی تاب بی تابم میرنجم از حس دلگرم بی تو بودن وقتی که چشمام.... یادت نمیمونه می بوسم عکست رو خندیدی اما سرد تقدیر یا اما... کار خودش رو کرد غربت همین خونین اینجا که دلگیرم اینجا که بدون تو هر لحظه میمیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز هم از جنس بـــارانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میبینی شبها برایم اینگونه میگذرد جایت خالیست کنار خیال بارانیه من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام ِ دلتـَنگی هـآیم را جَـمع کرده اَم زیر ِ بَـغل زده اَم مُـنتـَظـرم.. تو فقط بیآ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زنده ام زندگی میکنم و نفس میکشم میان همین ورقه هایی که روزی به خاطر پوچ بودنشان مچاله خواهند شد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
....بيچاره آن قلم، چقدرزود تمام شد انقدركه حجم درد نوشتم ازجوهردلش....بيچاره اين تنم ،چقدرزود تمام شدم انقدركه حجم دردنوشتي ازجوهردلم.... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه نفس ِ عمیـق کنار ِ تو همه ی عطر تنتُ حبس میکنم توو سیـنَم برای روز ِ مبادآ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از "دوست دارم"هات خسته اَم دیگر از آن لب ها... کمی فُحش بده لامَصّبـــ!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .