♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ! ، اینجا! ، ساکت و غمگین! با مشتی که می کوبم بر این سنگ ِ بی روح و چشمانی بارانی ، که لبخند تو را می بینند هنوز به یاد آخرین جمله ات: بیادتم عزیزم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدايا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم ... تو هم كه خدايي ! اميدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست ، از حكمت تو باشد تا بي لياقتي من ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادم رفت آغوشت را قرض بگیرم برای این روزها که نبودنت ، بی پناهی به رخم میکشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام کلمات زندانی فریاد سکوت تو اند و دنیای این قفس طعم تنهایی ِ بی تو گرفته رویای من بوی پروازِ تو می دهد هنوز پرواز کن پرنده ی مغرور پرواز کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این عدالت که می گویند ، توی کدام گورستانی چالش کرده اند ؟ می خواهم برایش فاتحه بخوانم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه ی دلخوشی این روزهام شده .....از تو نوشتن....تنهای تنهای تنها .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خب دنیا , میخواستی ثابت کنی زورت از من بیشتره ؟ قبول . ولی آخه به چه قیمتی ؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته از زندگی که میشم .... به عدالت شک می کنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آیا مورچه ها هم درد می کشند , وقتی زیر پایمان له می شوند ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهی بدانی آدمها غم دارند یا نه باید از بالش شان بپرسی ! یک اسراری هست در زندگی آدم که فقط بالش از آنها باخبر است..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه یک چیزی هست توی زندگی که آدم ازش لذت ببره , مثل همین خواب بعدازظهر.... وقتی دلخوشی آدم کوچیک میشه انگار دنیاشم کوچیک شده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم نه عشق آتشین میخواد نه رویاهای عجیب نه دروغهای قشنگ نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ نه بزرگیهای پر از ادعا ..... دلم یه فنجون قهوه داغ میخواد و یه دوست که بشه باهاش حرف زد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه كه بارانی بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنگ آرزوهایم این روزها خیلی پریده.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .