♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالی ست که از پشت پنجره ، نگاهش را ... لحظه ها را می شمارم ؛ حتی ثانیه های بی رحم را ... تا برای دل باختن ، او را یک بار دیگر در کوچه ببینم! ولی ... افسوس ! او رد پایش را پشت کوچه ها به امانت سپرده است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ... پنجره ... و رد پای همیشگی یک نگاه ... و ابری که همیشه بی موقع گریه اش می گیرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خواب باران می بینم و تو خواب دریا ... ما این چنین زاده شدیم : ازخاک ... اما تشنه ی باران ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست ویران کرده لانه ی مورچگان را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش كن! جاده صدا مي زند قدم هاي تو را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب و روزهــــا را در آرامشی مرموز می گذرانم... آرامش قبل طوفان است! می دانم! می دانم دلم بیشتر برایت تنگ می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتــــی دلی بـــــرای تـــو آییـنه می شود انصـــــاف نیست دشـمن آیینه ها شدن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی یکی می ریزند و مرا یاد ثانیه های بر باد رفته ام می اندازند چه قدر امواج غفلت شانه های عمرم را می لرزاند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چه می شود میان کلام من و تو ، هر از چند گاهی سکوتی مرگبار حاکم می شود؛ . . . چه می شد یک سکوت و چند نقطه چین می مردند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بی تابانه می خواهمت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه میرقصد /بت افسونگرم لب بر لب پیمانه می رقصد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
محبوب من روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است...بيا كه ديگر تاب تحملم تمام شده مهربانم ديگر نگذار پاشنه در به انتظار صداي پايت پير شود!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پینه بسته خیالم ازین همه رؤیا پروانــــۀ من وقت است که بازآئی از پیلــــۀ دل به لمس آغوشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بيدارم کن ......وبگو که هنوز روی گلبرگهای ظريف شقايق ، يه جايی برای شبنم ها هست . بگو که هنوز ميشه توی چشمهای يه غريبه خيره شد و از عشق گفت . بگو که ميشه يه گوشه دنيا يه جايی برای اشکهای دلتنگی پيدا کرد . بگو................
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .