♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از زیر باران تو آمدم هم از قطره قطره هم از بیکرااان که با قصه ی ابر و رود و زمین برایت ترانه سرایم...بخواااااان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هزاران گل تقدیم به آیینه شکسته ای که لبخند تو را هزاران بار تکرار می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با هر غزیبه ای می توان خندید اما جز در آغوش یک آشنای قدیمی نمی توان اشک ریخت..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در "بی پروا ترین" نفسهایت سر بلند می میرم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادتت را به رخم نکش وقتی که به هرگزت خو کرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خالی خیالم کاش.. نقش شبی می نشست که در روشنی ستاره اش می شد صبح را هم دید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فهمیدم هوایم را داری... از وقتی نفس تنگی گرفتم من نیز هوا دار تو ام... تا آلرژی فصلهای تکرار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای همه چیز دیر است را فراموش کرده بودم بروم بخوابم تا امروز از توهم چشمانم بیفتد خیسیش نماند بوی نااااااااااااااا بگیرد دلم را باز.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشهايم را مي گيرم... و چشم هايم را مي بندم... و زبانم را گاز مي گيرم.. ولي... حريف افکارم نمي شوم... چقدردردناک است... فهميدن...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی روی آدمها حساب نکنید خدایتان هم همه ی انتظارات شما را برآورده نمی کند اینها که فقط آدمند . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی مثل باد آمدی و گیسویم را پریشان کردی شاید مغز هم تکانکی خورد که هنوز تلو تلو می خورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب پنجره را میشناسد ٬ حتی اگر بسته باشد مهتاب به دیدارم میآید حتی اگر خسته باشد و دل هوای تو را دارد حتی اگر شکسته باشد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژ ه ها را به مهر بانی دعوت می کنم و خود را به صبوری می زنم با تردیدهایم تا کجا می آیی وقتی که از تکرار دوباره ات در هراسم فقط حالم را بپرس فقط حالت را می پرسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه سخت می گذرد کاش با شوق می تپیدی تا نبضت را اندازه کنم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .