♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خانه به میخانه دری هست ببینید /در میکده صاحبنظری هست ببینید/ سرگشته به صحرای جنونم همه ی عمر/ از من اگه آشفته تری هست ببینید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریه هایم معلق ... در هوای نبودنت پوسیده اند گمانم آویخته به طنابی وهم آلود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چترم را می بندم صدای پایت همیشه مرا به اشتباه می اندازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای فرار از تنهایی هر کاری کردم ولی .... تنهاتر شدم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم موی من خیلی عجول است کی فردا میشود؟؟؟ می خواهم دنیا را سبز بکشم و درختانی که حالا خیلی بزرگ شده اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم غم هایم را به گنجشک ها بگویم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .