♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق كه باشی خوار میشوی سبك میشوی مثل يك بادكنك میشوی از زمين دل میكنی پر میكشی به آسمان هوايی میشوی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اميد دلنواز من ... شكسته دلتر از آن ساغر بلورينم كه در ميانهی خارا كنی ز دست رها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران كه میبارد " تو " پيدا می شوی در شعرهای من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا نبينم رويت را تا نگاهم به نگاهت گره نخورد دست برنمیدارم اصلاً تا تو را ميان اشكهايم نبينم و نميرم نمیميرم . ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .