♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر ليمو و انعكاس چشم هايت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پاي من بيدار مي ماند تا نيمه هاي شب با من چاي مي نوشد موسيقي گوش مي دهد سيگار مي كشد و سرانجام با من زير يك سقف مي خوابد!...تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر ازگاهي فقط صدايم كن از اين كوچه به آن كوچه از اين خانه به آن خانه هر از گاهي فقط صدايم كن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدايت مي كنم آب به تو دل مي بندم و براي هميشه ناپيدا مي شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا در يك كفش كرده است دل كوچك من مي خواهد فقط با تو قدم بزند...لعنتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براي خودت شايد كبريت رها شده در آب باشي اما براي من شعله گرما بخشي با من سخن بگو مانند باران با سفال خانه ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شنبه اول تابستان نقاشي مي كنيم همديگر را زير درختان كوچه اي كه تنها من وتو مي دانيم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهاررا پرواز مي دهم چون بادبادكي در آسمان تیرماه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دعوت براي ناهار را در آسمان پاييزي پرواز مي دهم با طعم سبزي پلو با ماهي غزل آلا و دهان كوچك تو!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .