♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای رفتن ....که می یاد ازعشق خجالت می کشم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شهر منهای وقتی که هستی، حاصلش برزخ خشک و خالی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگ می شوم ...مرا بلور می کند....سکوت زندگی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقتها آدم نمی تواند به چشمهایش اعتماد کند باید به احساساتش اعتماد کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتی و نگفتی تو از اول هم بنای ماندن نداشتی داشتی؟ حالا هم اصلا فراموش کن فرض کن یکی بود...یکی نبود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی اوقات عجیب دوستت دارم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهنم پر از حرف ....اما سکوت اکنون جایز است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی در سرزمینم تلخ ترین خواب من است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر خبری نیست در شهر من ..ایران من .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم میخواد برای همیشه از سرزمینم هجرت کنم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای چشم هایم "نماز باران" بخوان بغض کرده...ابریست اما نمی بارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آنقدر صبوری کردم که طاقتم طاق طاق شد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .