♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ترانه های بیقرارم چیزی به خاطرت مانده است؟ یا با آوازهای خسته کولیان از دنیا بروم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغضهای آسمان شکستنی است ... دلم گرفته ... این پرنده رفتنی است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریک است پنجره ایکه شکسته باشد در زمستان... برگرد...کجای این دنیا نشسته ای تنها . . .زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهان به حرفهای نجات دهنده نیاز دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب کبودم . نگاه سربی ات . مرگ از من عبور میکند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خوام بر صورت آینده اسید بپاشم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در انتظار بهارند ...لک لک های زخمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر هیچ معجزه ای نیستم . بهتر است بدانم شروع نشده به پایان می رسد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .