♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردهایی که الان اینجا هستند معلومه خیلی تنها هستن....مثل من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر غرق دردهایمان شده ایم که قیمت نمک در چوسان قدیم را هم فراموش کرده ایم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سکوت صدایش را برایم بلند می کند کسی پای دردها را وسط می کشد و من با دست دهانم را می گیرم دست هایی که برایم نقشه می کشند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافی ست مردانگی ام را ببوسم بگذارم کنار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جنگ از پشت ...صلح از جلو ....خاور/میانه ام درد می کند و فقط نفت کش ها می دانند دنیا در کدام چاه به آخر می رسد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از کجایت استخراج شدم سرزمینم که روسیاهی به تنم مانده وفرزندان من ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا تفنگی ست با گلوله های رنگین کمانی ....برای تیرباران آزادی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند خيابان آن طرف تر اعدام عاطفه ها ...با خودت قرار مي گذاري و دير مي رسي مثل هميشه ترافيك بهانه ي خوبي ست و چند سرفه ي خشك بحث را عوض مي كند..در سرزمین من چه می گذرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در سرزمینم سعی می کنم فراموش کنم عطر اشک یتیم را با میوه های مصنوعی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بترسید از روزهای آینده ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .