♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مدتی ست که قلمم زیر بار نوشتن نمی رود فکر هایم ته مزه ی تلخی دارند... منتظرم که دلم دوباره بهاری شود بنویسم ... زیاد بنویسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب های دلتنگی عجیب طولانی اند...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا من این همه خاطره دارم...از تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردی از سرزمین آفتاب راه راه بارانی.....کنج کافه ی همیشگی نشسته ام و زل زده ام به فانوسهای روشن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هیچ چیز دست خودت نیست....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .