♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستی برو ا... من در گوشه ی همیشگی شعرم به انتظار نشسته ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین فرصت تمام شد !اردیبهشت گذشت... بگذار تقویم هم به بلاهت من شهادت دهد ! منی که تمام رویایم را بر روی چند جمله بنا کردم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران میاید ...فرصت عاشقی نیست ...چتر را می بندیم ...خانه نشین میشویم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم میدان تحریر عشق می خواست....نمی دانم چرا میدان جنگ من را همچو سراب شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسم : "زین قوم برادر کش..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"این چه رازی ست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید..."
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .