♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از میان واژههای زلال «دوستی» را برگزیدهام ، آنجا که برفهای تنهایی آب میشوند در صدای تابستانی یک دوست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه می روی / و شهر اردیبهشت می شود ....پر از بهار نارنج....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید باشد یکی که آدم را صدا کند به نام کوچکاش صدا کند یکجوری که حال آدم را خوب کند یکجوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیــا هنــوز هــم که هنـــوز اسـت درهــم است!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .