♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما خانواده ي ساده اي هستيم آنقدر كه وقتي باد كلاه مان را مي برد بعد از مدتي همسايگانمان آنرا بر سرمان مي گذارند به رنگي ديگر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پروانه ها مداد شمعی هایم را بردند..حالا باید با آبرنگ چشم هایم تو را نقاشی کنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
... و برف تمام شد...این آیه بیتفسیر رحمت ...این انجماد روشن نور یادآوری میکند حالم را که به رنگ بارانی سیاهم است: «و انزلنا الیکم نوراً مبینا»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو زن بزرگی هستی، و وقتی هستی... خدا چقدر ساده به نظر میرسد!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .