♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت که می افتم خیالم طوفانی میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهان معبدی ست بزرگ درختان شعمدانی های چوبی این معبد کوهها مجسمه های خاموش تو را می خوانم در این معبد انقدر ارام مبادا قدیسانی که در کنار گوساله هایشان به خواب رفته اند بیدار شوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا دریاها همیشه پژمرده اند وقتی مسیح می اید اما به صلیب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه زود این تقاطع همه چیزرا تمام می کند ردپای تورا وشعری که قرار بود سپید باشد.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار پیش از زمستان.. به دلتنگی هیچ گلی نرسید. محبوبم... اینجا واقعا زمین است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تو تنها نباید برایم درد آشفته حالی........... بماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همراه موج خیال دور می شود میان خاطرات داغ هزاران رنگ دریایی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .