♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شما نیستم شما که عاشقیتان پیوند خورده با غرورتان و ... چه تحقیر میشوم آنگاه که احساسم خونین میشود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی غریب دارم حس گم کردن رکیک ترین کلمه در اوج نفرت و خشم و دردی است که سراپای وجودم را مبتلا کرده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودنت هنوز مثبل بارونه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آموخته بودم عاشق بمانم عشق بورزم مجنون بمانم آموخته بودم در اوج مستی حیران چشمی مفتون بمانم ومهربان ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از آن زمان که خیسی افکارم کودک درونم را غرقه بلوغ ساخت عریانیام گره خورد با ویرانیم...بدرود مهربانان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصلا به من چه ...من که از تو نیستم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم به حال پسرک .... باکره احساسم میسوزد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شک چرا؟ شاید هم .... بیچاره درگذشته است....سکوت زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد نوشته های من هیچ مخاطبی ندارد .....جز یگانه پروردگارم .....همین.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصلا حسود نیستم .....اما خوش به حالتون .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زندهام، نفس میکشم و تو ... خاکهای پست را بر سرم میریزی خاکها واژهوارند و مهلکترینشان تل خاکیست ....دوستت دارم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .