♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شراب شاعر خزر چشمان توست بانو.....زيبا ترين حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوت را آشکاره مکن و هراس مدار از اينکه بگويند ترانه ای بيهوده می خواند خزر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم بوی گل میگیرد ...وقتی از تو می نویسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حريق باد مرا سوخت سوخت آبم کرد ... نگاه کن بگذر بانو . وگرنه ، اين تو و اين پهنه پريشانی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده در قفس خويش فقط خواب مي بيند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنت ، بودنم را به مخاطره می افکند .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حریق بی هدفی تشنه ی سرابم کرد. هنوز می سوزم ، هنوز …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه ای پر شور . زندگی عاشقانه است ، صورتی از خیال .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میگویند من شاعرم از خودتان شنیدهام راست و دورغش با دریاست چه باشم ، چه نباشم باز در خواب کودکان نانآور این سرزمین خواهم گریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای یاران ندانید که من کیستم آن هنگام بدانید که من نیستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب از سرزمینم کوچ کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت هست ؟ ! آن روز در آن شهر پر عطر بهار نارنج را می گویم . یادت هست ؟ ! من خوب در یادم هست ؛ که چگونه در چشمان خیسم نگریستی ؛ و دروغ را از برای من ، تفسیر کردی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شده ام آن مردی ؛ که از پس پنجره به باغ می نگرد! نه حسرتی دارم ؛ از برای فصل های از دست رفته . نه شوقی دارم ؛ از برای فصل های نیامده ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایم! دست یاری ات را به سویم بگشا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .