♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در گذر از دردها....به قلم رسیده ام ......جوهر ندارم با اشک می نویسم ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوزلرین آچ بیر گئجه تا من گوروم میخانه نی...............دونیانی ترک ایلییپ من دولدوروم پیمانه نی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشیق آدین شیرین دی ..فرهاد دوستو شیرین دی ..دوست دان دوستا گلن پای ....بئچه بالدان شیرین دی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمه ها برای جمله شدن اصراری ندارند وقتی آسمان دلم می گیرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را نگاه می کنم زلال چشمانم آب می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین .....گیسوان نرگس در چنگ باد اسیر است و چشمان دریا خیس از دلتنگی ماهی ها ...درختان از تب عشق زمین سوخته اند ...این همه دلیل برای آمدنت کافی نیست!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر اهریمن تنهایی شادیمان را نمی دزدید می شد باز هم به دلقک زندگی خندید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این نیمکت چوبی تنها همان وسوسه گناه آلود با هم بودن است اما من این بار تنها نیستم با تبر آمدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرخ ، زرد ، سفید ، دی سرمای اینهمه ساز را نمی شنوی! این سمفونی زمستان است . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلاصه عشق همین است دلی را بر صلیب می کنیم ، تا یادمان نرود، عاقبت خوب بودن را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مدتی است جای تو در چشمهایم خالی است کسی نمی داند، جز این اتاق که باز سرم روی شانه هایش سنگینی می کند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .