♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندوه به دلِ ما گیرِ سه پیچ داده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامشم... این روزها مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر فرصت بود کیمیای تو مرا طلا میکرد اما فرصت نبود .. تو رفتی من طلا نشدم، و کسی راز کیمیای تو را نفهمید ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی ها شب نشده از روز خسته می شوند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب های زودگذر، هیچ فصلی را نخواهند دید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب در چشمان من است... به سیاهی چشمهایم نگاه کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق شایسته ی مردانی که همیشه به دنبال دالانهایی تاریک برای در آغوش کشیدن جسمی سرد باشند نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکه از من خواست ، قبل از قضاوت ،دو قدم با کفشهای " دیگری " راه بروم کاش، پاهای ترک خورده ام را که بارها بخاطر درک " همان دیگری " پابرهنه رفته ام می دید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش لیوان خوشبختی آدمها ،هر از گاهی پر می شد ، تا برای امیدوار کردنشان،هر بار پیشنهادی بهتر از دعوت آنها به دیدن نیمه ی پر لیوان داشتیم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی كه تركم می كردی ؛ گفتی كه از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود ......... و من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشتم تا خاطرم باشد كه باید ... فراموشت كنم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دنبال گمشده ای باشی ُ تمام شهر گم می شود در او..........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .