♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی رفت قرص های رنگارنگ جایش را گرفتند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تمام عالم را قفس می بینم... بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ… ﯾﺎﺩِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ… ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید در سختی ها زیباترین بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی زن مجنون می شود ... و مرد لیلی ...!!! خنده های روی لبانشان را ببین!! ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم او به واقع گشت عاشق ما به واقع سوختیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه گوشه تاریک... یه مرد... یه بغض... و در آخر صدای بلند گریه مردک... و هیچ کس نفهمید درد او را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت باشـــــــــد دلت که شکست، سرت را بگیری بالا ..! تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش. حواست باشد ؛ دل شکسته، گوشه هایش تیز است.. مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کینه، مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود… صبور باش و ساکت. بغضت را پنهان کن، رنجت را پنهان تر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنجا که دیگر نمی توان عشق ورزید باید آن را گذاشت و گذشت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر وقت دیدی زندگی داره روی خوش بهت نشون میده، بدون یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی کثافتش هست !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .