♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام کسایی که توزندگیم بودن دلم رو شکستند... بخشیدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاسها درکنار پنجره گل داده اند ودرختان آبستن شکوفه اند . چقدردرراهروهای دلواپسی ونگرانی به انتظار بنشینم؟چقدر؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او جانشین تمام نداشتنهای من است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها قلم هم با من سر سازگاری نداره.....تو که جای خود داری...کارم این روزها شده....فقط یه حضور خاکستری......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .