♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب ساعت نمیدانم چند است کسی دست برده است توی سینه ام تا چیزی را.. تا چیزی را از تپیدن باز بدارد.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه موزیکـ لایتـ... چراغـ خاموشه... نوراز بیرونـ با سایه یـ پنجره افتاده رو دیوار اتاقمـ... یه پر سفید تو دستمه.... یه پر سفید از یه کبوتر
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .