♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم زنده ام...زنده...می خندی اما در دلت می دانم این شبها عزای عشقی را گرفته ای که زنده به گورش کردیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف همه جا را سفید می کند آب یخ می بندد خورشید در خاطره رنگ می بازد آخرین بذر امید را می کارم برای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه متروک است ..........دل های ماااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بابام میگم تیغ اصلاح داری؟ میگه نه برو بیرون بخر. نون هم بخر. یه سر برو تا اون داروخانه شبانه روزیه یه قرص معده بخر. میوه هم بگیر که عصر مهمون داریم. گفتم نه احساس میکنم یه ته ریش بهم میاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو دبيرستان ناظم ازم فيلم مستـــهجن گرفت . شب رفتم به بابام گفتم با ترسو لرز اينجوري شده فردا بيا مدرسه.... برگشته بهم ميگه نميتونستي قبل از اين که ببري مدرسه بدي ما هم ببينيم ؟ بابايه فوق روشن فکره داريم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمم و پسر عمم از جلو طلا فروشی رد میشدن عمم میگه سینا بزرگ شدی برام از اینا میخری؟پسر عمم میگه اگه تا اون موقع زنده بودی اره!!فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برا مامانم دارم شعر میخونم ... میگم " من کی ام؟ یه در به در ، آواره ی خیابوناا " کامل خوندم بعد دوباره از اول شروع کردم میگم ... " من کیم؟ " مامانم میگه "یه بی پدر" مامانه شوهر دوسته داریم ؟؟فک و فامیله داریم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .