♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من باید گریه کنـــــــــــــــــــــــــــــــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهااااااااااااااا.....................به مـــــــــــــــــرگ فکر می کنم ...
پـــریســــا
...بعضی وقتا فکر می کنم باید برم از این محیطای مجازی .حالا هر چقدرم دوستام رو دوست دارم.حس می کنم دارم نابود میشم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آیــــا قلــــــــ ـ ـب شکســتـــﮧ را همـــــ... مے شـود فــــروخــــتــــــ ـــ؟؟!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این که نمی شود از چشمش دل کند این که نمی توان به خطوط وسوسه انگیز بدنش خیره نشد این که فرصتی نیست تا نامی نشانی گرفت ، مهم نیست ! مهم خوابی ست که دوباره با او به سراغم نمی آید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره آمدی به شهر خیالم آمدی با کوله باری از رویای پرواز مسافر کوچه های بارانی می مانی این بار در کنارم؟؟ یا باز آهنگ رفتنت را می خواهی بخوانی با مرغ های دریایی!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .