♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين چرك نوشته هاي سياه و زخمي شعر نيستند ، به هيچ وجه ؛ تنها هيجان و خلجان دست راستم است كه خودكار را بغل كرده و تاريك خانه ي ذهن بالاي پشت بام دراز كشيده ي من است ، من حالم خوب است لبخند مي زنم با مردم صحبت می كنم حتي لطيفه هم تعريف مي كنم شايد زندگيم نارنجي باشد اما خودكارم سياه مي نويسد ، اين سياهي ها رنگ روزم نيست ، رنگ روزگار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا مهربانا مگذار آشیانه مهر کسی بر هم فرو ریزد که ویرانه آشیانه دردی بس هولناک است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی هم زندگی به ساز ما خواهد رقصید؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .