روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست…
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر
میخوانمت تا دلم آرام بماند
در حالی که لبانم بسته است و خاموشم برای تو مینویسم / در حالی که اشکهایم را پنهان میکنم اما در دلم فروزان می ماند فانوس خواستن و عشق برای تو . . . به خاطر تو . . ./ زندگی آورده است کتاب روزهای گذشته را و خاطرات بسیاری ما را احاطه کرده است / بی پرسش چه بسیار پاسخ یافتم / دیدیم که چه میخواستیم و چه به دست آوردیم / اما در دل فروزان می ماند فانوس خواستن و عشق برای تو . . . به خاطر تو . . . / چه بگویم که دنیا با من چه عدواتی کرد / نادان است آن کس که بگوید تو برای من غریبه ای / مردم چه بسیار ستم کردند بر ما عزیزم / اما در دلم فروزان می ماند فانوس خواستن و عشق برای تو . . . به خاطر تو . . .
قراره با يكي از دوستان يك #گروهي بسازيم اما توي اين چند تا اسمش اختلاف نظر داريم ، خواهش ميكنم با نظرتون ما رو در انتخاب اسم كمك كنيد ( فقط عدد رو وارد كنيد ) ------ از خطاب گروهي هم عذر خواهيم ------- 1- شب آفتابي 2- منطقه آزاد 3- شب هاي دنبالر 4- گل آقا 5- دهكده تنهايي .
آقارضا ما هم همين سوالو ازش پرسيديم ولي گفت هنوز مشخص نيست و هر كس هر مطلبي ميتونه بزاره واسه همين من يكي فكر كنم بهترين گزينه همون منطقه ي آزاد (يني 2) ميتونه باشه
و من در غروب شهر
زیر بار درخت هایی که همیشه سبز مانده اند گم می شوم
زیر بار درخت هایی که زرد نمی شوند
نمی میرند
نمی پوسند
تازه نمی شوند!
چه حسرت تلخی.....
سالهاست که پاییز ندیده ام
سالهاست....
چیزی به ذهنم نمیرسد گوش هایم را میگیرم چشم هایم را می بندم لب هایم را باز نمیکنم و حرف نمیزنم و و فقط منتظر میمانم برای آمدن لحظه ای که کسی با دستانی گرم شانه ام را لمس کند و آرام بگوید تو تنها نیستی من هستم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .