♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب مانند آب است، بی تلاش همه چیز را سیراب می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بینی همه آرزو می کنن تا تواز یادم بری الا من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتانم آبستن بطالت اند و دیگر قدرت نوشتن غم هایم را ندارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا چشم کار می کند سیاهی است ! شب خودش را در اتاق من گسترانده است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد می شوم وقتی در لحظه های هرزه ی تنهاییم فکرم تو را قدم می زند و کودکانه لابه لای این روزهای کسل بین فعل های بودن و نبودنت گیج می شوم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .