♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانی که این روزها چگونه میگذرد نمی دانی که باد این روزها چه لحنی دارد نمیدانی که درخت این روزها چگونه سایه اش را از من دریغ می کند و پرندگان این روزها نمی دانی چقدر ساکتند با این همه خوشم بی غم تو شادمان نیستم خوشم که بار غمت پشتم را شکسته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای خدا خون ما جاری به عشق کیست میدانی ،، بگو ؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون من هواسرده!الان گرمی نمیفهمی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این همه ندیدن تو برای من سخت است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر بالشی که از مرگ پرندگان پر شده، نمیتوان خواب پرواز دید..........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .