♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این سطر یا سطر های بعد نقطه ای می آید که پایان تمام حرفهاست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لرزش صدایم،مال سرمای هواست این پرده ی اشک روی چشم هام هم ،همین طور چیزیم نیست به خدا من فقط، دلواپس توام.. لباس گرم در چمدانت گذاشتی...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توسط موبایل
شُدم چارلی چاپلین می خندم می خندونم اما از درون داغونم......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .