♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها آرزوی زندگیم میسوزد... خدایا برخیز ... به تو محتاجم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم...باران میخواهد... دلم جاده میخواهد...جاده ی بارانی...دلم جاده های بارانی شمال را میخواهد... دلم جاده ی بارانی مه گرفته میخواهد... دلم عبور ابرها از لابلای درختان خیس جنگل را میخواهد... دلم یک عالمه حرف دم نکشیده میخواهد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .