♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نپرس ،هیچ نپرس از دلم... همین "چه خبر؟".... همین "چه می کنی این روزها..؟"... سوال بدی است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به دريا بياندازيد مي خواهم با ماهي سياه كوچكي كه توي كودكي ام بود حرف بزنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمده ام كنار هرقطره درد اقيانوس وارت پهلو بگيرم خيس شوم خيس خيس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من زمستانی ست طولانی بهارم باش...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .