#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
زود قضاوت نکن بزار حرفشو بزنه
صدفی
شاید قهوه دوست ندار!!!!!!!!!!
من مطمئنم آب هویج بزاری جلوش اصلا نگاتم نکنه...
الان دیدم
آرامکیه
توووووووووووووووووووووووووووووووووو
وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی ..
ای جااااااااااااااااااااااااااااان
والا سه روزه خرید و غیره دیشب مهمون داشتیم خستم خووووو
بسلامتی....حالا چی خریدیخسته نباشی
خرید دیگه تدارکات شام مهمانی. ممنون. سه روزه. استراحت نکردم اگه اجازه بدی برویم شب
اجازه ما هم دست شماست....خدا به همراهت...خسته نباشی
ممنون
سلام صدفی
سلااااااااااااااااااااااااام
سلام به روی ماهتون
سلام صدفیخوش اومدی
سلام ممنون
شاهکار کن همون اولی رو بگیر بعد به فکر دومی باش
گلپری سکوت زندگی
دلتنگ کی ی ی ی ی ی ی
صدف دریایی...ها خوووووووو چرا چماخ بدستی.....
سلام...{35-}یرق رفت سرعتم ندارم اصلن
#فاطمه جون مرسی از خطابت عزیزم این پست واسه خدافظی ازین جا و آدمای ِ مجازی ِ اینجاست نه من
خاهش عزیزم بله بله
کلن موندیم حرف کیو باور کنیم ... خدایا توبه پ.ن : عدم پیگیری
باز چه خبره اینجا... ول کنین دیگه
چه زیبا دیدگانم اشک می ریزند در این آیینه ی صد رنگ و از مجذور چشمان تو در محراب ابرویت عجب رنگین کمان های قشنگی در نگاه من می آمیزند تو مثل نور مشهودی تو در عینی که در نزدیکی ذهن منی، دوری تو مثل منظومه ی شمسی، پر از اوزان نورانی تو مثل شعر منثوری چه قدر از حجم اندوه تو می ترسم چه قدر از شط گیسوی خروشانت و مثل بره ای از شانه ی کوه تو می ترسم به قدری دوستت دارم که در اوج نمازم لانه ی شاهین شبگرد قنوت توست خمم از حسرتت اما لبم مهر سکوت توست و مثل کودکان تشنه لب در ظهر تابستان نگاه حسرتم بر شاخه های سرخ توت توست من از مهر تو کین خوردم واز زلف تو چین خوردم و از آن لحظه ای که پا نهادم در ره عشقت زمین خوردم چه شیرینم ز شوق اشتیاق تو شدم بلبل،شدم مثل قناری قاری غربت شدم یک واژه ی خونین شدم یک آه سرگردان شدم مطرود عالم در میان جاده های گنگ و بی پایان به وصل بی کسی گویی رسیدم از فراق تو. چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد؟ چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟ بیا از غربت آواز بیا از دست های التماس عشق بیا از روی دلداران خجل باشیم در این دوران دوری ، عهد خاموش شکستن ها در این دل برده دور دل بریدن ها و بستن ها در این عصر شقایق کش که من یک عمر با آوای خونین چکاوک زندگی کردم ندیدم خواب شیرینی به چشم خسته ی فرهاد ندیدم عاشقی یکرنگ ندیدم پاک بازی پاک… بیا با خود بیندیشیم اگر روزی تمام جاده های عشق را بستند اگر غم زد تمام واژه های مهربان ما اگر یک روز نرگس از کنار چشمه غیبش زد اگر یک شب شقایق مرد… تکلیف شهادت چیست؟ ومن احساس سرخی می کنم چندیست
ای کـ ـاش مـ ـی دانستـ ـی حـ ـرفــ ـــ هـ ـای عـ ـاشقـ ـانـ ـه بـ ـازیچـ ـه نیستـــ ــــ مـ ـن بـ ـا آن حـ ـرفــ ــــ هـ ـا زنـ ـدگـ ـی مـ ـی کـ ـردم مـ ـانـ ـده ام بعــد رفتنتــ ـــــ ؛ مـ ـن بـ ـه چـ ـه هنـ ـوز وفـ ـادار مـ ـانـ ـده ام ؟!! داره کـ ـم کـ ـم یـ ـه عمـ ـر میشـ ـه زیستـ ـن بـ ـا خیـ ـال تـ ـو ... گـ ـاااهـ ـی یـ ـاد کـ ـن مـ ـرا ... مـ ـن همـ ـونـ ـم کـ ـه اگـ ـر سـ ـاعتـ ـی بـ ـی خبـ ـر بـ ـودی ازم ... آسمـ ـان را بـ ـه زمیـ ـن مـ ـی دوختـ ـی ...! انگـ ـار دوختـ ـن رو فـ ـرامـ ـوش کـ ـردی ...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .