♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یه وقت به سرت نزند ! که شعرهایم را بتکانی...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آدمها، غــمهایشان را پُک می زنند! تا ریه هایشان زندگی را کـم بیاورد؛
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
عبــــــور... یعنی.... من .... که از همۀ حسِ سرد و بی تفاوتت آروم و عاشقانه میگذرم..!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مثل اين است كه شب نمناك است ديگران را هم غم هست به دل........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم نگرفته از اینکه رفته ای دلگیرم ازهمه دوست داشتنهاییکه گفتی ولی نداشتی.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زندگی می رود اما ... من ولی جا ماندم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یِکبار تو خواستی،مَن نَخواستَم، یِکبار مَن خواستَم،تو نَخواستی، با هَم که ساده کُنیم، میشَوَدمنَ تَنها...توهَم تَنها... .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این اسب رام نمی شود و تمام وزیرهای این شعر راه خود را گم کرده اند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .