♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما به پاییز نمی رسیم ما همگی می میریم ، به شیرینی یک انار !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و سفینه ی حافظ که جز درین دریا بضاعت ِسخن ِ دل نشان نمی بینیم همین روزها به تولد م می رسی دیگر فرقی برایت ندارد دوست یا دشمن ... نمی دانی کدام یک روی زخمِ کلمه ات نمک می پاشد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .