♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی قناری ها اگر در باغ هم باشند مانند مرغان قفس دلتنگ میخوانند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهن من خاليست از هر دغدغه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا کسی را بامن کاری نیست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چه فکر میکنم؟ وقتی هیچ چیزی و هیچ کسی «تو» نمیشود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ... با خیال بارانی ام ... زیر واژه های اسمت رسوب کرده ام ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جسارت می خواهد . . . نزدیک شدن به دورتــــــــــــــــــرین افکار زنی . . . که روزهـــــــــــــا . . . ... " مردانه " با زندگی می جنگد . . . اما شب هـــــــــــــــا . . . ! اما شب ها بالشش ازهق هق های " زنانه " خیس است ! ! ! آری ! جســــــــــــــــارت می خواهد ! !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن... تا عاشق نباشد نمیبوسد...نمیبوید... وتسلیم نمیکند...رویاهای عریانیش را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میترسم از این که روزی یک جایی من و تو خیلی دور از هم شب و روز در آغوش یک غریبه. . . . بی قرار هم باشیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغضی در گلویم سنگینی می کند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم عشق بازی میخواهد حتی اگر حکمش سنگسار باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .