♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکاره کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره جاده صدايم كرد،دوباره اسب سفر زين شد زسينه آه برآمد،آه! دوباره اشك
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي تو غمگيني از بي کسي پر مي شوم قلبم قطره قطره آب مي شود ولحظه هايم نفس گير..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبر...اوج احترام به مهربانی خداست.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم که می آیی. صدای برگهای هفت رنگ پاییزی را در زیر گامهایت می شنوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتی کسی که واسش اشک ریختم ... رفت واسه رفیقاش تعریف کرد و خندید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بي وقفه عطر پاشيد سرخ شد ، سفيد شد مزه ريخت ، ريسه رفت تااينكه كاردِ جلاد پوستش را كند بيچاره ميوۀ رسيده !؟ مگر از عاقبت دلبري خبر نداشت ؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای دوست ! آئینه غبار گرفته تصویر های من گر سبز و گر سیاه من از دل تو آه کشیدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشقانه های خود را یک شب به آب و باد...می سپارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرم کن از این همه علاقه ای که جوابش را با لبخند دادی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک استکان چای داغ مهمان منی کنار پنجره بخار گرفته دلت وقت تنهایی ... نوش جان چای رفاقت من همیشه تازه دم است ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .