♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران، تکرار بغض غریبانه ابری است تنها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز فهميدم كه فقط "ياد" است كه مي ماند و ديگر هيچ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازگرد ای خاطرات کودکی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گر بمیرم ز غم دل ، به تو هرگز نستیزم من و یک لحظه جدائی ؟ نتوانم ، نتوانم بی تو من زنده نمانم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو طوفان زده دشت جنونم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چنان در قید مهرت پایبندم/ که گویی آهوی سر در کمندم /گهی بر درد بی درمان بگریم/ گهی بر حال بی سامان بخندم /نه مجنونم که دل بردارم از دوست /مده گر عاقلی بیهوده پندم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد شده ام ......سرد سرد ... می ترسم شاید دق کرده ام کسی چه می داند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم کال اند بيا نگذار يک جفت چشم کال روی دست هايم بماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سوی میز من اشک توی چشم سیگار می کشم آن سو تو دست روی دست انتظار... و گربه ای کنار پیاده رو با ساندویچهای دست نخورده رویا می بافد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر سپید من ، رو سیاه ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال تو بدتر از حال من نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز یه بغضی گلومو گرفته باز همون حس درد جدایی من امروز کجامو تو امروز کجایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر هایم را زمزمه میکنم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .