♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک لیوان چای کمی تلخ از نگاه تو، قند نمی خواهد این شب سیاه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افق نبودنهایت مرا باران کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواهش نگاه ....مرا... پاسخی جز تو نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درون اتاقی به وسعت یک هیچ ...خدایی هست که زار می زند ...نفس هایم را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زردی پاییز را با دنیا عوض نمی کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر بار که ضربه می خورم سرزنش می شوم و ملقب می شوم به ساده دل کاش دیگران بدانند دلهای ساده اند که عاشق می شوند که اسیر می شوند عشق با دورنگی جور نمی شود نه جور نمی شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غربت درخت در هیاهوی شهر چیز کمی نیست. عینک های دودی را برداریم و درختان را دعا کنیم یادمان باشد درختان ایستاده می میرند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوگند به بوی گل ، قیامت با توست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزها،ماييم و اندوهي اهورايي....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی برمی گردی. برمدار لحظه های بکر تا آخرین پیامبرم باشی بشکوه شوریده وارا نازآفرینا یارا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خوب... شاید لب هایت از پله های این سطرها بالا بیایند بالا بیایند خوشه های ابر را ببوسند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا حس می کنم هستی کنارم...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیـــگر این نـــوشتن هاو حَـــرفهای بــــی جوابــــــ همــــ آراممــــ نمی کنند دلــــمــــ چون کُــــودکــــی شده که با هیچ چیــــز دیــــگـــر الا خــواستــــه خـــودش کـــوتاه نمی آیــــد حـــــال چـــگـــونه به او بــــِفهمانمـــ دیــــگر نمیـــ آیی!!!!!!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .