♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آواز سر دادم، ولی توی بیابان ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دعا می کنم ......چون دلم روشنه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زلف هایم را شانه میزند...........غم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من صداهای بسیاری می شنوم همان طور که می گویند یک دیوانه می شنود من حرف زدن ِ درختان را می شنوم همان طور که می گویند یک جادوگر می شنود شاید من یک مرد ِ دیوانه ام، من یک جادوگرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این فصل بی حضورشما....بانو....فصل رنگ نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی در فنجانم خیال نمی ریزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار گنجشک کوچکی است که تنهایی ات را به هم می ریزد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .