♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون عشق بی دینم، بدون عشق میمیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رو به زوالم...ایتجااااااا.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زرد آلویی که روی شاخه می رقصد جگرت را بهتر حال می آورد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمدیم...ماندیم...نماندید.....رفتیم.....تا گنجشکی در سردسیراین....تنهایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمه ها جان می دهند .....در نگاهم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل باران بوسه های خیس خود را بر لب شفاف و صاف شیشه جاری می کنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی که لبریز می شود از جام بودنم سردرد را بهانه می کنم تا تنهاتر بشوم شاید این تنهایی ها مرا دوست بدارند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"سر" به هوای عاشقی گذاشته ام روی شانه ات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر بوی تو را دارد این دلتنگی ها...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .