♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باش ، هميشه باش ؛ تا آغوشت همان اندك جايي براي زيستن و مردنم باشد .. " پناه خستگيهايم ميپرستمتـــــــ "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتــــــــي لبـــــخند ؛ دنبال جايي براي نشستن ميگردد ، آرزو ميــــكنم .. لبانتـــ آن نزديكي باشد !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط تو ميتواني جبران كني تمام ثانيه هايي كه با حسرتـــ و بدون لبخند گذشتـــ .. مــيفهمي لعنتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشـــه ؛ گوشه قلب مالامال از شادي اتـــــ غصه اي لانه ميكند كه ؛ قطره هاي اشكــــ را روي گونه هايتـــ ميلغزاند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شايد ديگر از مد افتاده باشد شايد ديگر اندازه ام نباشد اما همچنان عطر خاطره ميدهد پيراهني كه تو روي شانه هايش اشك ريخته اي..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افکار تو گیسوان ذهن من اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نگاه دیگر .... تا شعر نیمه ام تمام شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منـــ دلــم میخواهـد روزے غـــم ها پـرواز کنــند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه از حنجره ايست که گره خورده به بغض
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی از دنیا و آدمهاش نا امید و خسته شدی و دلت گرفت برو کوه و با صدای بلند فریاد بکش ، بگو آیا بازهم امیدی هست ، میبینی که در جواب میگویند : هست ، هست ، هست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
(¯`•._.•[ تنهایی و بیکسی ]•._.•´
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم را کنار جاده جامیگذارم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .