♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچقدر امروز گرم بود توسرد بودى خيالى نيست، به "ها" كردن دستانم عادت دارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی اتّفاق سایه ات ماهیان را به وجد می کشد برای از تو نوشتن زبان های مردۀ دنیا هم به حرف می آیند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا ابد مرداب ، آرزوی قایقت نیست یقین دارم. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از خوردن فکرهای مسموم مغزم دلپیچه گرفته است . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبضم می زند وتو را تبرئه می کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میشناسی...؟ منم با صورتی که لبهایش انحنای لبخند را از یاد برده است . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار که ماهت باشم حتی در محال....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من را زیر خاکستر جا گـــــذاشتـــــــی!!! آهـــــــایـــــــــــــ.. . با توام… تــــــــــــــــــــــــ ـو یادتـــــ نـــرود!!! من به خاطرتــــــــو آتـــــــش گـــرفته ام….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای... من خودم هم عاشق بودم... درکت میکردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم می بارند... ولی من مدام با صورتک مجازی ام میخندم ... تو که میــخندی باورم میشـــود ... شاد میشوم اشکهایم روی گونه ام می خشکند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اه لعنتی...شروع یک روز کذایی دیگر.. متاسفانه زنده ام حوصلهء فریاد زدن راهم ندارم.. .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .