♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وای براسیری کزیادرفته باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می شکست شیشه های فاصله وقتی که پنجره تلخ ترین خاطره راقاب میگرفت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلت می گیرد مثل یک مراسم ختم حتی اگر تمام شهر را آذین بسته باشند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته است خواب بر چشمانم خشکیده بال هایم شکسته است لبخندم پژمرده غم فراق تو داغونم کرده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر بال خیال بر روی ابر های سپید بر دامن خوشی های مجازی آرزو های بزرگ و خواب های شیرین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قلب من چه می گذرد؟ هیچ کس جز من نمی داند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ...... . . خودم را.... . . غرورم را.. . ..و آبرویم را..................................... به تو .. می سپارم.!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها پیشـ از اینکه مرداد بیاید بهار مرا گرم میکند... شاید چشم هایم شنیده اند هوای آمدنتـ را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منو این شعرهای زخمی ،گاهی دیوانه شده ایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهای تنهاییم زیر نور شب پره ها که انتهای بال هاشان عشق زبانه می کشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرم ترین چشمان دریا را به سفره ایم دریا را صدا بزن بیاید با ما افطار کند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .