♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه رسم جاهلانه ایست در زمانه ی تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منو دیگه نمی خوای خوب میدونم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه ا ی دل های استثنائی را جدی بگیریم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـگـذار سـخـ ـنـے بـگـویـمـــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مرا به زمین میخکوب کرده ای . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دود کن... سیگاری که روی لبت داری زندگی من که در دستانت داری من و سیگار شبیه همیم میسوزیم اما میسازیم دود کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه میخواهی از من ؟ .... ! هیزمی که به تو داده ام تر نبود چون می سوزد و می سوزاند پیکره ی عشق و احساسم را . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت سهم من است زمانيكه جاي لبانت را سيگار سفيدم پر ميكند . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديروز بود . . . زماني كه پائيز آمد و . . . من همه ي بيتابي هايم را گردنش انداختم تا امروز كه ميرود آنها را با خود ببرد ! آخــر . . . فردا سردي دستان بي توأم را به گردن زمستان خواهم انداخت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .